بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و درود خدمت تمام دلنگاران ضمن خوش آمد گویی خدمت شما به  کلبه ی محقر بنده ،امیدوارم با نظرات و پیشنهادات ارزشمند خودتون در بهبود مطالب بنده را یاری فرمایید. این متنی که میخوام بنویسم کمی شبیه شعر هست اما من شاعر نیستم و تخصص این کار را ندارم یه نوشته ی ذوقی هست اگه اشکالاتی داره به بزرگی خودتون ببخشید.

اتل متل توتوله یه وب دارم چه جوره؟

نوشته هاشو خوندی؟

حرف دلت  رو  گفتی؟

اتل متل نازنین، منتظر مهمونه

میشه مهمونش شین؟ 

دور وبش جمع بشین

حرف دلشو، گوش بدین

اسمش چیه ؟ نازنین

اتل متل یعنی که...

زهرا شده نازنین

آچین و واچین    

مطالبو ببین. یا علی


برچسب‌ها: خط خطی های من
[ یکشنبه 1390/10/18 ] [ 10:40 ] [ خادم نازنین زهرا ] [ ]


برچسب‌ها: خط خطی های من
[ چهارشنبه 1393/06/19 ] [ 11:11 ] [ خادم نازنین زهرا ] [ ]

از آقا می پرسیم چرا بی توجهی ب خانواده ب همسر... می پرسیم چرا بجای همسرت ..دنبال کسی دیگری برای درد و دل کردن هستی.. چرا سکونت و آرامشت را با هرکس تقسیم میکنی در حالی ک فقط باید با همسرت و محرمت باشی.. ..می پرسیم شما ک مذهبی هستی شما ک متدین هستی ظاهرا چرا با هرکس گرم میگیری و دلت را سفره ی اغیار میکنی... . و می شنویم چون خانه برایم فضای گرمی نیست..چون در خانه ام غریبم...چون همسرم مایه ی آرامش جانم نیست... . صریح بگویم این یک توجیه شیطانی ست باشد خانم یا آقای شما اصلا خوب نیست این یک بحث است اما دلیل نمی شود.. مثل این است ک بگویی غذا نداشتم رفتم سر سطل زباله !..


برچسب‌ها: اسلام
[ یکشنبه 1393/05/19 ] [ 16:4 ] [ خادم نازنین زهرا ] [ ]
سلام

میدونم که دیر به دیر میام .

اما واژه ها جوهر خودکارم هستن.

واژه ها ته کشیدن.

یادم هست که بنویسم.

اما نوشته ها مرا از یاد برده اند.

خدایا پرنده ی واژه را از قفس دلم رها کن.

دلم پر از درد است ... از بس این پرنده ها خود را به در و دیوار قفس زدن.....

دوست ندارم واژه ها را اسیر قفس کلیشه کنم ...

اما خدایا چه کنم بعضی ها از این کلیشه ها دل نمی کنن....

نگاهم به جامعه دوخته شده نگاه میکنم تا شاید تصویری برای بیرون آمدن از قفس کلیشه پیدا کنم...

اما

باز هم اسیر همان واژه ها..........

می شوم.

خدایا تو بگو چه بنویسم؟

چه بگویم که به ناگاه جرقه ی آزادی را بزند و رهایم کند.....

بیکاری هم از بیکارها پا به فرار گذاشته ... پرده ها هم خود را می درند تا همه چیز را نشان دهند...

از پرده بودن خسته شدن.... اعتیاد هم خود! معتاد آدمهایش شده.........

معنای واژه ها هم عوض شده ....دیگر نمیدانم اگر این واژه را بنویسم همان معنای سابق را میرساند یا نه؟!

خدایا

بفرما این قلم...

این کاغذ...

خودت سرمشق بده .....

بگو از کدامین واژه صد بار بنویسم تا معنایش را بفهمم.....

دین؟حجاب؟دنیا؟آخرت؟اعتیاد؟بیکاری؟تورم؟آدم؟نفس؟قرآن؟.....

چه سرمشقی میدهی؟...........


برچسب‌ها: خط خطی های من
[ سه شنبه 1393/05/14 ] [ 19:43 ] [ خادم نازنین زهرا ] [ ]

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم


شوقِ دیدار تو لبریز شد از جامِ وجودم،

شدم آن عاشقِ دیوانه كه بودم.
در نهانخانهٔ جانم، گلِ یادِ تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید.
یادم آید كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوتِ دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو همه؛ راز جهان ریخته در چشم سیاهت،
من همه؛ محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت؛ خندان و زمان؛ رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
- « از این عشق حذر كن
!
لحظه ای چند بر این آب نظر كن،
آب، آیینهٔ عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!»
با تو گفتم: « حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،
چون كبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم ...»
باز گفتم كه : « تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو دراُفتم همه جا گشتم و گشتم
"حذر از عشق" ندانم، سفر از پیش تو هرگز نتوانم! نتوانم! »
اشكی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، نالهٔ تلخی زد و بگریخت ...
اشك در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه كشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم ...
بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم!

برچسب‌ها: یا مهدی
[ پنجشنبه 1393/03/22 ] [ 9:21 ] [ خادم نازنین زهرا ] [ ]

 

شیخ حسنعلی نخودکی مینشست در جانماز و یک ساعت گریه میکرد و میگفت:
خدایا....مرا ببخش که مسیحیان را مسیحی و یهودیان را یهودی کردم!!!!!
به او گفتند آقا این چه حرفی است که می گویید؟؟؟
ایشان در پاسخ گفتند:
چون در رفتارم... 
در ظاهرم....
در گفتارم....
در زندگی....
و در تمام مسائل اجتماعی خودم طوری رفتار کردم که 
مسیحی و یهودی گفتند: اگر اسلام این است ما نخواستیم...

کتاب اثرات گناه سید محمد انجوی نژاد
========================
خدایا ما هم میگیم ببخش ما رو که با حجاب رو بی حجاب کردیم
خدایا ببخش که با رفتارمون نذاشتیم بی حجاب چادری بشه
خدایا ببخش ....
 
نقل قول از یک دوست عزیز

برچسب‌ها: اسلام
[ شنبه 1393/03/03 ] [ 16:42 ] [ خادم نازنین زهرا ] [ ]
ای قلم من میدانم سخت است ننوشتن سخت است حقیقت اینکه تحریمت کرده ام ....

هیسسسسس....

نگو ...

دیگر کلامی نگو و ننویس .....

تا به یاد آری برای چه نوشته ای و می نویسی....

بیزارم از سکوت ......

اما همیشه سکوت , سکوت مطلق نیست . بی حرف نیست.

احساس میکنم چیزی در درونم نجوا میکند ....

حرفش را نمی فهمم , دینش چیست این غریبه که خانه کرده در وجودم....

نامش چیست که آواره کرده کلامم را.....

مقصودش چیست......

نمی دانم.....

خدایا سکوت تو حرفهایی است که نشنیده ام ...

سکوتت تعجبی است در برابر من که بنده نامیده ای بنده ای نیازمند تو......

داشتم می گفتم ......

غریبه ای در وجودم ! غریبه ای امر میکند تا قلم ننویسد بهانه ایست برای تمام کارها....

این غریبه آموزگاری قهار برای ترفندها..... راه دردرروها.....

میدانی نامش چیست؟!



برچسب‌ها: خط خطی های من
[ چهارشنبه 1393/02/17 ] [ 19:13 ] [ خادم نازنین زهرا ] [ ]



هر جا بودم در اشتیاقت بودم

هر جا بودی، به اتّفاقت بودم!

چنـدی ست در آرزوی اینم : ای كاش

آیینه ی كوچك  اتاقت بودم!


از بس که شکستم و ببستم توبه

فریاد همی کند ز دستم توبه

دیروز به توبه‌ای شکستم ساغر

و امروز به ساغری شکستم توبه


جز وصل تو دل به هرچه بستم توبه

بی‌یاد تو هر جا که نشستم، توبه

در حضرت تو، توبه شکستم صد بار

زین توبه که صد بار شکستم توبه


از هرچه نه از بهر تو کردم توبه

ور بی تو غمی خورم از آن غم توبه

و آن نیز که بعد ازین برای تو کنم

گر بهتر از آن توان از آن هم توبه


ای روی تو ماه عالم آرای همه

وصل تو شب و روز تمنای همه

گر با دگران به ز منی وای به من

ور با همه کس همچو منی وای همه


برچسب‌ها: شعر, خدا
[ شنبه 1392/11/12 ] [ 19:11 ] [ خادم نازنین زهرا ] [ ]
...

.
.
.

برچسب‌ها: جملکس زیبا
[ چهارشنبه 1392/11/02 ] [ 12:59 ] [ خادم نازنین زهرا ] [ ]

مرد روی جلدهای گل‌آقا رفت




دکتر حبیبی سالها معاون رئیس جمهوری بود. اما در بین همه سیاستمدارانی که در این سالها آمدند و رفتند، ویژگی داشت که نامش را در ذهن مردم جاودانه کرد. خوانندگان گل‌آقا به یاد دارند که بسیاری از روی جلدهای هفته‌نامه گل‌آقا کاریکاتور دکتر حبیبی را برخود داشت. درک طنز و انتقاد از سمت او ژستی سیاسی نبود. دکتر حبیبی بیشتر از مرد سیاست بودن، اهل فرهنگ بود. سابقه او در تدوین کتاب وزین ایران، ریاست مرکز ایرانشناسی و نوشته‌هایش گواهی براین مدعاست. همین بود که  باعث شد پس از کناره‌گیری او از عالم سیاست‌، گل‌آقا کتابی تحت عنوان با دکتر حبیبی در گل‌آقا که شامل مجموعه آثاری که در رابطه با او در گل‌آقا چاپ شده بود منتشر و تقدیمش کند. تقدیم مردی که هیچگاه فکر نکرد طنز و انتقاد‌، مسخرگی و توهین است و دامنش را آلوده می‌کند.

 روحش شاد باد.






ناصر پاك شير، هفته نامه گل آقا، پياپي۱۳۳ سال۱۳۷۲



احمد عربانی، هفته‌نامه گل‌آقا، پیاپی ۳۲ سال ۱۳۷۰



ناصر پاک‌شیر، هفته‌نامه گل آقا پیاپی ۱۶۱ سال ۱۳۷۲



احمد عربانی، هفته‌نامه گل‌آقا پیاپی۳۱ سال ۱۳۷۰


برچسب‌ها: گل آقا, گل خنده
[ پنجشنبه 1392/10/26 ] [ 15:30 ] [ خادم نازنین زهرا ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خدایا !
چون ماهیان که از عمق و وسعت دریا بی خبرند عظمت و عشق تو را نمی شناسم
فقط می دانم ...
معبود این حال خسته هستی و اگر دیدار ز من برگیری خواهم مرد

-:-:-:-:-:-:-:-:- -:-:-:-:-:-:-:-:-

لینک دوستان
امکانات وب